قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4837

تاريخ الفي ( فارسى )

چون نزديك به منزل ملك ظاهر رسيد ، « 1 » جميع امرا پياده شدند و سلطان احمد همچنان سواره مىراند . ملك « 2 » به او گفت كه « چون از راه دور آمده‌ايد [ 495 ب ] به منزلى كه جهت شما تعيين شده روان شويد . » و جميع امرا را با او همراه كرد . و سلطان احمد به منزل خود آمد و طعام كشيدند . و جميع امرا با او طعام خوردند و به منازل خود رفتند و روز ديگر دويست هزار مثقال نقره و دويست پارچه زربافت فرنگى و سه اسب با زين طلا و بيست غلام و بيست كنيز به سلطان احمد فرستادند . و روز ديگر سلطان احمد به مجلس ملك ظاهر آمد و تمام روز آنجا بود و آخر روز رخصت طلبيده ملك ظاهر نيز سوار شده به منزل او آمد و سلطان مصر در مقام استعداد يورش شام شد و به استعداد تمام از قاهره بيرون آمد . و ايلچى صاحبقران در اين وقت رسيد و مصريان را به اطاعت دعوت كرد و جواب ناصواب يافته معاودت كرد . و ملك ظاهر به شام آمد و ما يحتاج سفر سلطان احمد بر وجه اتمّ سامان نمود . و چون به شام رسيد و مدتى آنجا بود سلطان را رخصت بغداد كرد و بدانچه مقدورش بود در سامان سفر او سعى نمود . و ايلچى توقتمش خان در اين وقت از راه قپچاق به مصر آمده طلب اتفاق كرده و جواب موافق مدعا يفات . و ايلچى خواندگار ايلدرم بايزيد نيز آمده طلب اتفاق كرد . و سلطان در جواب نوشت كه « هركدام از ما كه در جنگ سبقت كند ، ديگرى او را كمك خواهد كردن . » و ملك ظاهر بعد از روان كردن سلطان احمد ، به حلب آمد و حاكم حلب را تغيير كرده حاكم ديگر تعيين كرد و به مصر معاودت نمود . و حاكم هندوستان در اين سال ولايت ميتوان را تاخت و بىحضور شده مراجعت نمود . و خبر شد كه بهادر ناهر « 3 » بعضى از ولايات را غارت نموده و قصد او كرد و با او جنگ كرد و او را در حملهء اول كشت و كوتله بهادر ناهر به دست آمد . او به كوه گريخت و سلطان به محمدآباد مراجعت نمود و روز به روز ضعف او زياده مىشد .

--> ( 1 ) . ق : منزل سلطان رسيد . ( 2 ) . ق : سلطان . ( 3 ) . ق : بهادر باهر .